فضائل و کرامات حضرت زهرا (سلام الله علیها)

اسماء و القاب آن حضرت
فاطمه زهراء (علیها السلام) داراى نامها و القاب متعددى بودند که هر یک از آنها بیانگر فضیلتى براى او مى باشند. اسمهاى حضرت عبارتند از:
۱- فاطمه:
درباره وجه تسمیه فاطمه به عنوان نام مبارک بانوى دو عالم (علیها السلام) برگرفته شده از کلام معصوم (علیه السلام) وجوهى چند است:
فاطمه یعنى جدا شده از هر زشتى و بریده شده از هر بدى و باز داشته شده از آلودگى ها، یا ذریه او از آتش فاصله دارند.
شفاعت کننده دوستدارانش در قیامت – عجز مردم از شناخت کامل او – فاصله، اسمى مشتق شده از نام پروردگار.
۲- صدیقه:
به معناى زن بسیار راستگو، چون در تمام عمر شریفش هیچ دورغى از او شنیده نشده.
در ضمن گفتارى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) به على (علیه السلام) مى فرمایند: یا على! خداوند به تو همسرى چون دخترم صدیقه هدیه کرده که به من عطا نکرده است. یا عایشه مى گوید: من را راستگوتر و صادق تر از فاطمه (علیها السلام) ندیدم.
۳- مبارکه:
یعنى برکت خجسته و میمون، زیرا خداوند در نسل او برکتى قرار داده، که از وجود نازنین او پروردگار نسل رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) را در همه جهان گسترش بخشیده است و خداوند ذریه او را مبارک گردانید.
۴- طاهره:
از طهارت است به معناى پاکى از هر نقصى، و پاکیزگى از همه پلیدیها. امام صادق فرمود: مادامى که فاطمه (علیها السلام) زنده بود خداوند سایر زنان را بر على (علیه السلام) حرام کرده بود، زیرا فاطمه (علیها السلام) پاکیزه بود و حائض نمى شد. آن حضرت حتى در زایمان هم خون نفاس نمى دید.
۵- زکیه:
به معنى پاکیزگى، رشد و نمو. به معناى نمو کننده در کمالات و خیرات، تا جایى که سوره ((هل اتى)) و ((آیه ایثار)) در شاءن آنها نازل شد و اخلاق او از هر حیث پاک و تزکیه شده بود و هم چنین رشد و نمو، از لحاظ جسمانى، زیرا گفته اند که آن حضرت بیشتر از کودکان هم سن خود در روزها و هفته ها و ماهها رشد مى کرد.
۶- راضیه:
چون در تمام شئون زندگى از خدا و پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم) و شوهرش راضى بود. با دیدن آن همه سختى از زمان کودکى تا روز شهادت، آنچه که خداوند برایش تدبیر کرده بود راضى بود و حتى یکبار شکایت نکرد.
۷- مرضیه:
اسم مفعول از رضا است. چون خداوند در آخرت آن قدر شفاعت او را بپذیرد که راضى گردد. یا آنکه خدا و رسول خدا و شوهرش از او راضى بودند.
۸- زهراء (علیها السلام):
به معنى درخشنده و نورانى. اینکه چرا فاطمه را زهراء نام نهاده اند بنابر روایات و کلام معصومین (علیها السلام) فاطمه (علیها السلام) از نور با عظمت پروردگار خلق شده است و نورانیت آسمانها و زمین از نور اوست.
صورت فاطمه (علیها السلام) در هر روز چند بار – وقت نماز صبح و ظهر و شام براى على (علیه السلام) نور افشانى مى کرد و بالاخره فاطمه (علیها السلام) زهراء نامیده شد چون به فرموده امام صادق (علیه السلام): چون هرگاه در محراب عبادت به نیایش مشغول بود براى ملائکه و اهل آسمانها نور افشانى مى کرد.
۹- محدثه:
به معناى کسى که معارف الهى را از زبان فرشتگان وحى دریافت کرده و ملائکه با او سخن مى گویند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: به درستى که فاطمه (علیها السلام) محدثه نامیده شد، براى آنکه ملائکه پروردگار از آسمان بر او نازل مى شدند و او را ندا مى دادند، همانطورى که مریم دختر عمران را خطاب مى کردند. آنها خطاب به فاطمه (علیها السلام) مى گفتند: اى فاطمه (علیها السلام) خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان برترى داده است. اى فاطمه (علیها السلام) به شکرانه این نعمت براى پروردگار خود خضوع کن و سجده به جاى آور.(۲)
اما لقبهاى حضرت:
ایشان داراى لقبهاى فراوانى بوده که به بعضى از آنها اشاره مى شود:
سیده: بانو
انسیه حوراء: انسان بهشتى
نوریه: موجودى از حقیقت نورى
حانیه: دلسوز فرزندان
کریمه: بزرگوار
رحیمه: با محبت و مهربان
قانعه: قانع – کم توقع
قوامه: شب زنده دار
عقیله: خردمند
فهیمه: بافهم
رئوفه: دلسوز و مهربان
محرمه: گرامى و مورد احترام
منصوره: یارى شده – خداوند او را یارى کرده است.
جمیله: زیبا
جلیله: بزرگ
صابره: پایدار
شریفه: شرافتمند
عفیفه: پاکدامن
شهیده: شهید شده، گواه
حکیمه: با حکمت و داراى فهم و ادراک حکیمانه
مطهره: پاکیزه شده
عطوفه: با عاطفه و محبت.
زاهده: پارسا
فاطمه (علیها السلام) زبانه ترازو
على (علیه السلام) فرمود:
روزى وارد منزل شدم دیدم رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) در حالى که حسن (علیه السلام) در سمت راست و حسین (علیه السلام) در سمت چپ و فاطمه (علیها السلام) پیش روى آن حضرت نشسته بودند مى فرماید: اى حسن و اى حسین! شما دو کفه ترازو هستید و فاطمه (علیها السلام) زبانه آن است. دو کفه جز به وسیله زبانه یکسان و هماهنگ نمى شوند و زبانه جز بر روى دو کفه استوار نمى ماند. شما دو نفر، امام هستید و مادرتان داراى مقام شفاعت است.(۳)

احترام به فاطمه (علیها السلام) از نظر فقه اسلامى
یکى از اصحاب امام صادق (علیه السلام) نام دخترش را فاطمه نام نهاده بود، امام (علیه السلام) به او فرمود:
اما اذا سمیتها فاطمه فلا تسبها و لا تلعنها و لا تضربها؛حالا که او را فاطمه نامیده اى به او دشنام مده و او را نفرین مکن و او را مزن.
شاءن و مقام حضرت فاطمه زهراء (علیها السلام) و جنبه قداست آن بانوى بزرگوار، بر هر مسلمان مؤ منى، امرى بدیهى و مسلم است. در فقه و فرهنگ اسلامى نیز، تجلیل و تکریم و تعظیم به حضرت فاطمه زهراء در مرتبه والایى قرار دارد که رعایت آن بر هر فرد مسلمانى در ردیف واجبات و عدم رعایت آن جزو محرمات و معاصى به شمار مى آید.
در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد از دستورات فقهى که در این باب (احترام به حضرت فاطمه (علیها السلام)) صادر شده و در فقه اسلامى جاى ویژه اى دارد اشاره مى شود.
۱ – براى فرد بى وضو حرام است که اسم خداوند متعال را مس نمایند، و مس اسامى مبارک پیغمبر و ائمه و حضرت زهراء (علیها السلام) نیز اگر هتک حرمت و بى احترامى تلقى شود حرام است.
۲ – حفظ حرمت اسامى معصومین (علیه السلام) و زیر پانگذاشتن و دورنگه داشتن این اسامى مبارک از اماکن آلوده و ناپاک، از واجبات شرعى است.
۳ – در باب دیات و قصاص فقه اسلامى نیز آمده است که متعدیان به امور اعتقادى حکم ارتداد را دارند. علامه حلى (رحمه الله علیه) در ((تحریر الاحکام)) در این باره مى گوید: کسى که مادر پیامبر گرامى را یا دخترش را مورد قذف و نسبت ناروا و عمل غیر مشروع قرار دهد مرتد و از دین خارج است.
۴ – کیفر دشنام گفتن به فاطمه زهراء (علیها السلام) قتل است. بر اساس فقه اسلامى فردى که نسبت به آن بانوى مقدس هتک حرمت کند و به فحاشى و دشنام و بدگوئى، زبان بگشاید مستوجب مرگ است و باید به قتل رسانده شود.
امام خمینى (رحمه الله علیه) در تحریر الوسیله خود مى فرماید: ((الحاق صدیقه طاهره (علیها السلام) به ائمه اطهار (علیه السلام) از فرزندانش، خالى از وجه نیست، بلى اگر دشنام به صدیقه طاهره بازگشت به دشنام و سب رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) نماید بدون شبهه دشنام دهند کشته مى شود. طبق نظر فقهاى شیعه اگر شخصى به پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) یا ائمه معصومین (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (علیها السلام) دشنام دهد بر شنونده آن واجب است او را به قتل برساند مگر این که ترس زیان جانى و یا مالى قابل توجه یا آبرویى بر خود داشته باشد بنابراین هم وجوب قتل ثابت است و هم این که اجراى این حکم احتیاج به اجازه حاکم شرع ندارد.(۴)
پس دریافتیم که از نظر فقهى اگر کسى به چهارده معصوم (علیه السلام) ناسزا بگوید و یا عملى توهین آمیز در مورد آنان انجام دهد حکمش قتل است مسلما حضرت فاطمه زهراء (علیها السلام) یکى از حضرات معصومین مى باشند.
در روایتى از امام جعفر صادق (علیه السلام) مى خوانیم که فرمود: چون حضرت مهدى (علیه السلام) ظهور کند پس از اقداماتى به کیفر قاتلان ستمگر مادرش حضرت فاطمه (علیها السلام) مى پردازد و به سراغ قبر آنان مى رود و آنان را زنده مى کند، و به محاکمه مى کشد و پس از آن به دارشان آویزان مى کند و پس از باز کردن از دار، پیکر کثیف و نحسشان را آتش  مى زند.(۵)
علاوه بر حکم فقهى در مورد توهین کننده به حضرت فاطمه (علیها السلام) اذیت حضرت فاطمه (علیها السلام) اذیت حضرت فاطمه (علیها السلام) اذیت خدا و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) است. دهها حدیث معتبر در این مورد در کتابهاى شیعى و سنى آمده است.
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:
فاطمه بضعه منى، فمن اغضبها اغضبنىفاطمه پاره تن من است، هر کس او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.
و نیز فرموده:
من آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد اذى الله عزوجلهر کس او را اذیت کند مرا اذیت نمود و کسى که مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده است.
و بنابر فرموده خداوند در قرآن: کسى که خدا و رسولش را بیازارد مورد لعنت خدا قرار مى گیرد.
ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا و الاخرههمانا کسانى که خدا و رسول او را بیازارند خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده است و از رحمت خود دور فرموده است.(۶)
حضرت امام خمینى (رحمه الله علیه) در مورد اهانت کننده به حضرت صدیقه طاهره که روز شنبه هشتم بهمن ۱۳۶۷ از صداى جمهورى اسامى ایران پخش شده و بعد فرمودند: ((بسمه تعالى، با کمال تاءسف و تاءثر صداى جمهورى اسلامى مطالبى در مورد الگوى زن پخش کرده است که انسان شرم دارد بازگو نماید. فردى که این مطالب را پخش کرده است تعزیر و اخراج مى گردد و دست اندرکاران آن تعزیر خواهند شد و در صورتى که ثابت شود قصد توهین در کار بوده است بلا شک فرد توهین کننده محکوم به اعدام است، اگر بار دیگر از این گونه قضایا تکرار گردد موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدى مسؤ ولین رده بالاى صدا و سیما خواهد شد. البته در تمامى زمینه ها قوه قضائیه اقدام مى نماید.))
روح الله الموسوى الخمینى ۹/۱۱/۱۳۶۷

فاطمه و اهل بیت (علیه السلام) در کشتى نوح
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: هنگامى که خداوند متعال اراده فرمود که قوم نوح را نابود کند، به او دستور داد تا درخت ساج را قطع کند، بعد جبرائیل فرود آمد و شکل کشتى را به او نشان داد و صندوقچه اى که در آن صد و بیست و نه هزار میخ در آن بود برایش آورد. نوح غیر از پنج میخ تمام آنها را در آن کشتى به کار گرفت.
وقتى که دستش را به یکى از آن پنج میخ زد، آن میخ در دست او همچون ستاره اى نورانى تابید. نوح متحیر و شگفت زده شد. خداوند آن میخ را به زبان فصیح و گویا به نطق آورد و گفت: من به نام بهترین پیامبران ((حضرت محمد (لله علیه و آله و سلم))) مى باشم. جبرائیل نزد او آمد، نوح به او گفت: اى جبرائیل این چه میخى است که تا کنون چیزى شبیه به آن ندیده ام؟
گفت: این میخ به نام ((محمد (صلى الله علیه و آله و سلم))) بهترین انسانها از اولین تا آخرین مى باشد. آن را در جلوى راست کشتى به کار گرفت. بعد دستش را به میخ دوم زد، نورى از آن درخشید و اطراف را روشن کرد. نوح پرسید: این میخ چیست؟ جبرائیل پاسخ داد: میخ برادر و پسر عمویش على (علیه السلام) است. آن میخ را در قسمت جلو سمت چپ کشتى کوبید. بعد دستش را به میخ سوم زد، آن نیز درخشید و اطراف را روشن کرد، جبرائیل گفت: این میخ فاطمه (علیها السلام) است. آن را در کنار میخ پدرش کوبید.
بعد دستش را به میخ چهارم زد آن نیز درخشید و اطراف را روشن کرد. جبرائیل به او گفت: این میخ حسن (علیه السلام) است. آن را در کنار میخ پدرش على (علیه السلام) کوبید. بعد دستش را به میخ پنجم زد، نورى درخشید و صداى گریه بلند شد و نمناک گشت، نوح پرسید: اى جبرائیل! این نم وترى چیست؟
پاسخ داد: این میخ حسین سیدالشهدا (علیه السلام) است. آن را در کنار میخ برادرش کوبید. آنگاه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند متعال فرموده است.
و حملناه على ذات الواح و دسر؛او را بر چوبها و میخها سوار کردیم)).
میخهاى آن ما هستیم و اگر ما نبودیم کشتى، ساکنانش را حرکت نمى داد.(۱۱)

فاطمه سبب سجده ملائکه بر آدم
ابوسعید خدرى مى گوید: در خدمت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) نشسته بودیم که مردى از راه رسید و از حضرت درخواست کرد تا درباره قول خداوند:((استکبرت ام کنت من العالین))(۱۲) توضیح داده و بفرماید اینان چه کسانى هستند که حتى از ملائکه مقربین برتر و والاترند؟
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: منظور از آنان من، على فاطمه، حسن و حسین مى باشیم که در سراق عرش، دو هزار سال پیش از خلقت آدم، خداوند را تسبیح مى کردیم، و ملائکه با تسبیح ما تسبیح مى کردند. هنگامى که خداوند آدم را آفرید به ملائکه دستور فرمود که بر او سجده کنند، پس ملائکه ماءمور به سجده نشده بودند مگر به خاطر وجود ما. همه فرشتگان به امر خداوند سر اطاعت نهادند مگر ابلیس که نافرمانى کرد و از سجده کردن امتناع ورزید. خداوند متعال به او فرمود: ((اى ابلیس! چه چیز تو را بازداشت از اینکه بر آنچه که من با دست قدرت خود آفریدم سجده کنى؟ آیا استکبار ورزیدى یا از موجودات عالى و برتر بودى؟)) یعنى از این پنج تن که اسامى آنان در سرداق عرش نوشته شده است.
پس رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ما هستیم آن باب خدایى که از آن در وارد مى شوند و هدایت یافتگان به وسیله ما هدایت مى گردند. هر کس ما را دوست داشته باشد خداوند او را دوست داشته و به بهشت خود واردش مى سازد و هر کس با ما دشمنى کند خداوند او را دشمن داشته و به آتش داخل مى کند. دوست ندارد ما را مگر کسى که در دامان پاک و پاکیزه زاده شده باشد.(۱۳)
حضرت فاطمه (علیها السلام) در آیه مباهله
در کتاب بحارالانوار مرحوم مجلسى (رضوان الله تعالى علیه) به نقل از امیرالمؤ منین على (علیه السلام) آمده است: گروهى از نصاراى نجران پیش ‍ رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) آمدند که سه تن از آنان جزء بزرگان و دو تن از مشاهیر یهود بودند. آنها آمده بودند تا رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) را بیازمایند. پس از سؤ ال و جوابهایى که با پیامبر داشتند، نصارى پیرامون حضرت مسیح (علیه السلام) سؤ ال کردند. اسقف که یکى از بزرگان آنان بود پرسید: پدر عیسى که بود؟ پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) ساکت شدند. جبرئیل فرود آمد و گفت: او روح خدا و کلمه او بود. اسقف گفت: آیا روح بدون بدن مى شود؟
پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) ساکت ماندند، در این هنگام وحى الهى نازل شد:
ان مثل عیسى عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون (۱۴)
این جواب که حضرت عیسى از خاک است بر اسقف گران آمد. سپس گفت: اى محمد (صلى الله علیه و آله و سلم)! این مطلب را به در تورات و نه در انجیل و نه در زبور یافته ایم، مطلبى است که فقط تو مى گویى. پس خداوند وحى فرمود:
فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله على الکاذبین.(۱۵)
پس اسقف و همراهان گفتند. وقت مباهله را معین نما پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند: انشاء الله فردا صبح.
صبح پس از نماز رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) دست على (علیه السلام) را گرفت و او را پیش خود قرار داد و فاطمه (علیها السلام) را از پشت سر و حسن و حسین (علیه السلام) را در سمت راست و چپ خود قرار داد و به آنان فرمود: وقتى که من دعا کردم شما آمین بگوئید. آنگاه به حالت دعا زانو بر زمین نهادند.
وقتى که مسیحیان این حالت و افراد را مشاهده کردند پشیمان گشته و گفتند: سوگند به خدا که او پیامبر است. یا به عبارتى اسقف نجران (۱۶) گفت: اى گروه و جماعت نصارى! من چهره هایى مى بینم که اگر از خدا بخواهند کوه را نابود کند حتما آن را نابود خواهد شاخت. پس آمدند در برابر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) نشستند و گفته: اى اباالقاسم! ما را از مباهله معاف دار. پیامبر فرمود: بسیار خوب، ولى به شما مى گویم که اگر با شما مباهله مى کردم روى زمین حتى یک نصرانى باقى نمى ماند مگر آنکه هلاک مى شد.(۱۷)
ویژگیهاى خاص حضرت فاطمه (علیها السلام)
حضرت فاطمه زهراء (علیها السلام) در زندگى خود داراى ویژگى خاصى بودند. از ابتداى خلقت تا پایان عمر، که عبارتند از:
۱ – اولین ویژگى آن حضرت خلقت آن حضرت است از نور خدا امام صادق (علیه السلام) از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) روایت مى کنند که: خداوند عز و جل فاطمه (علیها السلام) را از نور خود خلق کرد قبل از آنکه آدم را بیافریند. و نام فاطمه مشتق شده از نام خداوند به پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) دستور مى دهد که چهل روز در خلوت، شبها به عبادت و روزها را روزه دارى کند و بعد از اتمام این مدت براى او طعام بهشتى مى فرستد.
۲ – یکى دیگر از ویژگیهاى منحصر به فرد صدیقه طاهره (علیها السلام)، تکلم کردن او در رحم با مادر عزیزش بود که او را در سختیهاى تسلى مى داد.
۳ – سومین ویژگى آن حضرت اینکه: به هنگام تولدش برترین زنان قابله اش  بودند و بعد از تولد نور وجودش تمام خانه هاى مکه را روشن کرد و او را با آب کوثر شستشو دادند و او لب به سخن گشود که خدایى جز الله نیست و پدرم پیامبر خدا و شوهرم جانشین او و فرزندانم امامان بعد از او هستند.
هم چنین در روایت آمده است که حورالعین و بهشتیان یکدیگر را در ولادت آن حضرت بشارت دادند و جشن میلاد گرفتند.
۴ – رشد و نمو آن حضرت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: فاطمه (علیها السلام) رشد جسمى خود را آغاز نمود به طورى که در هر روز به اندازه یک هفته و در هر هفته به اندازه یک ماه و در هر ماه به اندازه یک سال کودکان هم سن خود رشد مى نمود.
۵ – ازدواج آسمانى: عقد او در آسمانها بسته شد، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) به على (علیه السلام) فرمود: که یا على عده اى از مردم مرا در مورد ازدواج فاطمه سرزنش کرده و گفتند: او را به مرد فقیرى دادى، به آنان گفتم: من او را به همسرى على (علیه السلام) در نیاوردم، بلکه خداوند واسطه این ازدواج بود، همانا خداوند مى فرماید: اگر على (علیه السلام) را نیافریده بودم براى دخترت فاطمه بر روى زمین از آدم تا کنون کفو و همتایى نبود.
۶ – مهریه آسمانى: از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) در مورد مهریه فاطمه در آسمان سؤ ال شد. حضرت فرمود: مهریه اش در آسمان خمس زمین است و هر کس در آن راه رود و نسبت به او و شوهرش و فرزندانش کینه داشته باشد. تا روز قیامت به صورت حرام بر آن راه برفته است.
۷ – او اولین زن طاهره بود. فاطمه زهراء (علیها السلام) از همه آلودگیها و پلیدیها پاک بود و هرگز خون حیض و نفاس ندید و تا زنده بود خداوند زنان دیگر را بر على (علیه السلام) حرام کرده بود.
۸ – عصمت فاطمه (علیها السلام): او تنها زن معصوم اسلام است که آیه قرآن درباره او و اهل بیت (علیه السلام) نازل شده است.
انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهر کم تطهیرا(۱۸)
در معصوم بودن او همین بس که خداوند بواسطه خشم او خشمگین و به واسطه رضاى او راضى مى شود.
۹ – فرشتگان خدمتکار فاطمه (علیها السلام): روایت شده است که آن حضرت گاهى در نماز بود و فرزندش گریه مى کرد و مشاهده که فرشتگان گهواره اش را حرکت مى دادند و یا اینکه آسیاى دستى آن حضرت را مى چرخانند.
۱۰ – محدثه بود: یعنى با فرشتگان صحبت مى کرد. بعد از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) فرشتگان الهى بر او فرود مى آمدند و با او صحبت مى کردند و مصحف را بر او نازل کردند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: فاطمه زهراء (علیها السلام) را محدثه نامیده اند، زیرا که فرشتگان آسمان فرود آمده و با ایشان گفتگو کردند همانگونه که مریم دختر عمران را مورد ندا قرار داده اند. فرشتگان آسمانى به فاطمه زهراء (علیها السلام) گفتند: اى فاطمه! خدا تو را انتخاب کرده و پاک نموده و بر زنان عالم و برترى بخشیده است.(۱۹)
۱۱ – اولین شخصى که بعد از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) وارد بهشت مى شود.
۱۲ – پنهانى بودن قبرش بعد از ۱۴۰۰ سال. این از ویژگیهاى خاص آن حضرت مى باشد.
محبوبیت نام فاطمه (علیها السلام) در نزد ائمه (علیه السلام)
این نام مقدس یعنى ((فاطمه)) نزد اهل بیت (علیه السلام) بسیار دوست داشتنى و محبوب بود آنان این نام را گرامى مى داشتند و هر کس را که به این نام نامیده مى شد احترام مى نمودند.
((امام صادق (علیه السلام) از یکى از یارانش که خدا به وى دخترى عنایت فرموده بود، سؤ ال کردند: او را چه نام نهاده اى؟ عرض کرد: فاطمه اش نام نهاده ام. حضرت فرمودند: فاطمه! درود خدا بر فاطمه باد.
پس بدان چون این نام را بر او نهاده اى مواظب باش سیلى بر صورتش نزنى و به او بد نگویى و گرامیش بدارى.
همچنین در وسائل الشیعه از سکونى نقل شده است که:
بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم در حالى که گرفته و افسرده بودم. سؤ ال فرمودند: اى سکونى چه غمى دارى؟
عرض کردم: دخترى برایم به دنیا آمد. فرمودند: او را چه نامیده اى؟ عرض  کردم: فاطمه. فرمودند: آه، آه، آه، سپس اضافه کردند: بدان اگر او را فاطمه نام نهاده اى، لعن و دشنام مده و او را مزن. از امام کاظم (علیه السلام) نقل شده است که:
((فقر در خانه اى که نام محمد و فاطمه در آن باشد وارد نمى شود)).(۲۰)